مثنوی معنوی/عنف کردن معاویه با ابلیس
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دفتر دوم مثنوی (عنف کردن معاویه با ابلیس) از مولوی |
' |
| گفت امیر ای راهزن حجت مگو | مر ترا ره نیست در من ره مجو | |
| رهزنی و من غریب و تاجرم | هر لباساتی که آری کی خرم | |
| گرد رخت من مگرد از کافری | تو نهای رخت کسی را مشتری | |
| مشتری نبود کسی را راهزن | ور نماید مشتری مکرست و فن | |
| تا چه دارد این حسود اندر کدو | ای خدا فریاد ما را زین عدو | |
| گر یکی فصلی دگر در من دمد | در رباید از من این رهزن نمد |