مثنوی معنوی/خلاص یافتن کودکان از مکتب بدین مکر
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دفتر سوم مثنوی (خلاص یافتن کودکان از مکتب بدین مکر) از مولوی |
' |
| سجده کردند و بگفتند ای کریم | دور بادا از تو رنجوری و بیم | |
| پس برون جستند سوی خانهها | همچو مرغان در هوای دانهها | |
| مادرانشان خشمگین گشتند و گفت | روز کتاب و شما با لهو جفت | |
| عذر آوردند کای مادر تو بیست | این گناه از ما و از تقصیر نیست | |
| از قضای آسمان استاد ما | گشت رنجور و سقیم و مبتلا | |
| مادران گفتند مکرست و دروغ | صد دروغ آرید بهر طمع دوغ | |
| ما صباح آییم پیش اوستا | تا ببینیم اصل این مکر شما | |
| کودکان گفتند بسم الله روید | بر دروغ و صدق ما واقف شوید |