مثنوی معنوی/تفسیر دعای آن دو فرشته کی هر روز
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دفتر اول مثنوی (تفسیر دعای آن دو فرشته کی هر روز) از مولوی |
' |
| یک خلیفه بود در ایام پیش | کرده حاتم را غلام جود خویش | |
| رایت اکرام و داد افراشته | فقر و حاجت از جهان بر داشته | |
| بحر و در از بخششش صاف آمده | داد او از قاف تا قاف آمده | |
| در جهان خاک ابر و آب بود | مظهر بخشایش وهاب بود | |
| از عطااش بحر و کان در زلزله | سوی جودش قافله بر قافله | |
| قبلهی حاجت در و دروازهاش | رفته در عالم بجود آوازهاش | |
| هم عجم هم روم هم ترک و عرب | مانده از جود و سخااش در عجب | |
| آب حیوان بود و دریای کرم | زنده گشته هم عرب زو هم عجم |