فروغی بسطامی (غزلیات)/مو به مو دام فریب دل دانای منی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | فروغی بسطامی (غزلیات) (مو به مو دام فریب دل دانای منی) از فروغی بسطامی |
' |
| مو به مو دام فریب دل دانای منی | پای تا سر پی تسخیر سراپای منی | |
| من همان روز که چشمان تو دیدم گفتم | که ز مژگان سیه فتنهی فردای منی | |
| می خورم زهر به شیرینی شکر تا تو | بت شیرین دهن و شوخ و شکرخای منی | |
| من و شور تو که از سلسلهی زلف بلند | همه جا سلسله دار دل شیدای منی | |
| با سر زلف پراکنده بیا در مجمع | تا بدانند که سرمایهی سودای منی | |
| چشم بد دور که از صف زده مژگان سیه | رهزن دانش و غارتگر کالای منی | |
| گفتم از عشق تو رسوای جهانم تا چند | گفت رسوای منی تا به تماشای منی | |
| سر جنگ است تو را همه عشاق مگر | دست پروردهی دارای صف آرای منی | |
| زاده عبدالله فرزانه فروغی که به بحر | گوید اندوختهی طبع گوهر زای منی | |
| نیکبختی که بدو خسرو خاور گوید | که منم چاکر دیرین و تو مولای منی |