فروغی بسطامی (غزلیات)/مهره توان برد، مار اگر بگذارد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | فروغی بسطامی (غزلیات) (مهره توان برد، مار اگر بگذارد) از فروغی بسطامی |
' |
| مهره توان برد، مار اگر بگذارد | غنچه توان چید، خار اگر بگذارد | |
| با همه حسرت خوشم به گوشهی چشمی | چشم بد روزگار اگر بگذار | |
| کام توان یافتن ز نرگس مستش | یک نفسم هوشیار اگر بگذار | |
| سر خوشم از دور جام و گردش ساقی | گردش لیل و نهار اگر بگذار | |
| فصل گل از باده توبه داده مرا شیخ | غیرت باد بهار اگر بگذار | |
| بوسه توان زد بر آن دهان شکرخند | گریهی بیاختیار اگر بگذار | |
| پرده توانم کشید از آن رخ زیبا | کشمکش پردهدار اگر بگذارد | |
| بر سر آنم که در کمند نیفتم | بازوی آن شهسوار اگر بگذارد | |
| وانگذارم به هیچ کس دل خود را | غمزه آن دل شکار اگر بگذارد | |
| دست نیابد کسی به خاطر جمعم | زلف پریشان یار اگر بگذارد | |
| هیچ نگردم به گرد عشق فروغی | جلوهی حسن نگار اگر بگذار |