فروغی بسطامی (غزلیات)/ای آب زندگانی یک نکته از دهانت
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | فروغی بسطامی (غزلیات) (ای آب زندگانی یک نکته از دهانت) از فروغی بسطامی |
' |
| ای آب زندگانی یک نکته از دهانت | تا چند رحمتی نیست بر حال تشنگانت | |
| دردا که بر لب آید جانم ز تشنه کامی | وآب حیات دارد لعل گهرفشانت | |
| با من مکن مدارا اکنون که در محبت | شد رازم آشکارا از غفرهی نهانت | |
| ای بوستان خوبی خارم ز بینوایی | بگذار تا بچینم برگی ز بوستانت | |
| هرگز کسی نیاید غیر از تو در خیالم | تا کیست در خیالت یا چیست در کمانت | |
| بخت ار مدد نماید ای ترک سخت بازو | هم میخورم خدنگت، هم میکشم کمانت | |
| مفتون تست خلقی الحق که میتوان گفت | هم آفت زمینت هم فتنهی دهانت | |
| تا کی حدیث واعظ از هول رستخیز است | برخیز تا ببیند بالای دل ستانت | |
| چشم از دو کون پوشم گر اوفتد به دستم | یا طرف آستینت یا خاک آستانت | |
| گر پرده بر گشایی از این طرب فروغی | اول نظر نماید جان را فدای جانت |