فروغی بسطامی (تضمینها)/زیب غزل کردم این سه بیت ملک را
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | فروغی بسطامی (تضمینها) (زیب غزل کردم این سه بیت ملک را) از فروغی بسطامی |
' |
| زیب غزل کردم این سه بیت ملک را | تا غزلم صدر هر مراسله باشد | |
| «ده دله از بهر چیست عاشق معشوق | عاشق معشوق به که یکدله باشد | |
| با گله خوش نیست روی خوب تو دیدن | دیدن رویت خوش است بی گله باشد | |
| طاقت و صبرم نماندهست دگر هیچ | در شب هجرم چه قدر حوصله باشد» | |
| دوست نشاید ز دوست در گله باشد | مرد نباید که تنگ حوصله باشد | |
| دوش به هیچم خرید خواجه و ترسم | باز پشیمان از این معامله باشد | |
| راهرو عشق باید از پی مقصود | در قدمش صد هزار آبله باشد | |
| تند مران ای دلیل ره که مبادا | خسته دلی در قفای قافله باشد | |
| موی تو زد حلقه بر میانت و نگذاشت | یک سر مو در میانه فاصله باشد | |
| آن که مسلسل نمود طرهی لیلی | خواست که مجنون اسیر سلسله باشد | |
| با غزل شاه نکته سنج فروغی | من چه سرایم که قابل صله باشد |