فروغی بسطامی (تضمینها)/بگشای گوش هوش و بیا در سرای ما
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | فروغی بسطامی (تضمینها) (بگشای گوش هوش و بیا در سرای ما) از فروغی بسطامی |
' |
| بگشای گوش هوش و بیا در سرای ما | بشنو کلام خسرو کشورگشای ما | |
| «ساقی بیار بادهی سرخی برای ما | تا بگذرد ز چرخ برین جای پای ما | |
| در ساکنان هفت فلک خواب و خور نماند | از نالهی شبانه و از های های ما | |
| معشوق جام می به کفم داد و گفت نوش | وز خاطر غمین ببر این دم جفای ما | |
| رحم آمدش به حال من و این سخن بگفت | خوش باش بعد از این که ببینی وفای ما | |
| از آتش جهندهی عشقت جهان بسوخت | یک شعله هم گرفت به طرف قبای ما | |
| در زندگی گذر نکنی سوی ما ولیک | رحمی به دل بیاور بعد از فنای ما | |
| وقتی به ما گذر کنی ای سرو سیم تن | ما خاک گشتهایم و نیاید صدای ما | |
| برخواستیم از سر کویت ز دست چرخ | یا رب که دیگری ننشیند به جای ما» |