فروغی بسطامی (تضمینها)/ای بهشتی رخ طوبی قد خورشید لقا
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | فروغی بسطامی (تضمینها) (ای بهشتی رخ طوبی قد خورشید لقا) از فروغی بسطامی |
' |
| ای بهشتی رخ طوبی قد خورشید لقا | بشنو این بیت خوش از خسرو جاوید لقا | |
| « تو اگر پای به دشت آری شیران دژم | بگریزند ز پیش تو چو آهوی ختا» | |
| با دو زلفت سخن از مشک ختن محض غلط | با دو چشمت مثل از آهوی چین عین خطا | |
| چشم پر خواب تو هم خسته و هم خسته نواز | زلف پر تاب تو هم عقده و هم عقده گشا | |
| هم فکندی سر یک قوم به شمشیر ستم | هم شکستی دل یک جمع به بازوی جفا | |
| مدعا در دل من هیچ نماند از دهنت | بس که دشنام شنیدم به مکافات دعا | |
| دوش حرفی زدم از گوشه به چمن | تا ننازد پس از این نرگس بی شرم و حیا | |
| خون مژگان تو امروز گذشت از سر من | تا دگر پا نگذارم به سر کوی وفا | |
| دست خالی نتوان رفت به خاک در دوست | قدمی همرهم ای چشم گهربار بیا | |
| بر سر طالب اگر تیغ ببارد ز سپهر | نکند دامن مطلوب خود از چنگ رها | |
| بیدل شیفته هرگز نخروشد ز گزند | عاشق دلشده هرگز نگریزد ز بلا | |
| گر فروغی لب خسرو مددی ننماید | من کجا نکتهی شیرین شکربار کجا | |
| شرف کعبهی اسلام ملک ناصردین | آن که جان آمده در حضرتش از بهر فدا | |
| آن شهنشاه کرم پیشه که بر خاک درش | شیوهی بنده بود گاه دعا، گاه ثنا |