عطار (غزلیات)/شیر در کار عشق مسکین است
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (شیر در کار عشق مسکین است) از عطار |
' |
| شیر در کار عشق مسکین است | عشق را بین که با چه تمکین است | |
| نکشد کس کمان عشق به زور | عشق شاه همه سلاطین است | |
| دلم از دلبران بتی بگزید | کو به رخ همچو ماه و پروین است | |
| از لطیفی که هست آن دلبر | فخر خوبان چین و ماچین است | |
| وصف خوبی او چه دانم گفت | هرچه گویم هزار چندین است | |
| خوب رویی شگرف گفتاری | که به صورت فرشته آیین است | |
| آن نگاری که روی او قمر است | طرهاش مشک عنبرآگین است | |
| من چو فرهاد در غمش زارم | کو به حسن و جمال شیرین است | |
| صفتش در زمانه ممتاز است | دیدنش روح را جهان بین است | |
| آن ستم کز صنم کشید فرید | بیگمان آفت دل و دین است |