عطار (غزلیات)/شمع رویت ختم زیبایی بس است
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (شمع رویت ختم زیبایی بس است) از عطار |
' |
| شمع رویت ختم زیبایی بس است | عالمی پروانه سودایی بس است | |
| چشم بر روی تو دارم از جهان | گر سوی من چشم بگشایی بس است | |
| گرچه رویت کس سر مویی ندید | گر سر موییم بنمایی بس است | |
| من نمیدارم ز تو درمان طمع | درد بر دردم گر افزایی بس است | |
| تا قیامت ذرهای اندوه تو | مونس جانم به تنهایی بس است | |
| گر توانایی ندارم در رهت | زاد راهم ناتوانایی بس است | |
| گر ز عشقت عافیت میپرسدم | عافیت چکنم که رسوایی بس است | |
| دوش عشقش تاختن آورد و گفت | از توام ای رند هرجایی بس است | |
| در قلندر چند قرایی کنی | نقد جان در باز قرایی بس است | |
| هست زنار نفاقت چار کرد | گر مسلمانی ز ترسایی بس است | |
| ختم کن اسرار گفتن ای فرید | چون بسی گفتی ز گویایی بس است |