عطار (غزلیات)/دلم قوت کار میبرنتابد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (دلم قوت کار میبرنتابد) از عطار |
' |
| دلم قوت کار میبرنتابد | تنم این همه بار میبرنتابد | |
| دل من ز انبارها غم چنان شد | که این بار آن بار میبرنتابد | |
| چگونه کشد نفس کافر غم تو | چو دانم که دیندار میبرنتابد | |
| پس پردهی پندار میسوزم اکنون | که این پرده پندار میبرنتابد | |
| دل چون گلم را منه خار چندین | گلی این همه خار میبرنتابد | |
| چنان شد دل من که بار فراقت | نه اندک نه بسیار میبرنتابد | |
| چنان زار میبینمش دور از تو | که یک نالهی زار میبرنتابد | |
| سزد گر نهی مرهمی از وصالش | که زین بیش تیمار میبرنتابد | |
| جهانی است عشقت چنان پر عجایب | که تسبیح و زنار میبرنتابد | |
| نه در کفر میآید و نه در ایمان | که اقرار و انکار میبرنتابد | |
| دلم مست اسرار عشقت چنان شد | که بویی ز اسرار میبرنتابد | |
| مرا دیدهای بخش دیدار خود را | که این دیده دیدار میبرنتابد | |
| چگونه جمال تو را چشم دارم | که این چشم اغیار میبرنتابد | |
| گرفتاری عشق سودای رویت | دلی جز گرفتار میبرنتابد | |
| خلاصی ده از من مرا این چه عار است | که عطار این عار میبرنتابد |