عطار (غزلیات)/تا عشق تودر میان جان است
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (تا عشق تودر میان جان است) از عطار |
' |
| تا عشق تودر میان جان است | جان بر همه چیز کامران است | |
| یارب چه کسی که در دو عالم | کس قیمت عشق تو ندانست | |
| عشقت به همه جهان دریغ است | زان است که از جهان نهان است | |
| اندوه تو کوه بیقرار است | سودای تو بحر بی کران است | |
| شادی دل کسی که دایم | با درد غم تو شادمان است | |
| با تو نفسی نشسته بودم | دیری است کم آرزوی آن است | |
| گر دست دهد دمی وصالت | پیش از اجل آرزوی آن است | |
| جانا چو تو از جهان فزونی | خود جان ز چه بستهی جهان است | |
| بی صبر و قرار جان عطار | بر بوی وصال جاودان است |