عبید زاکانی (غزلیات)/یارب از کرده به لطف تو پناه آوردیم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عبید زاکانی (غزلیات) (یارب از کرده به لطف تو پناه آوردیم) از عبید زاکانی |
' |
| یارب از کرده به لطف تو پناه آوردیم | به امید کرمت روی به راه آوردیم | |
| بر سر نفس بدآموز که شیطان رهست | از ندامت حشر از تو به سپاه آوردیم | |
| بر گنه کاری خود گرچه مقریم ولی | نالهی زار و رخ زرد گواه آوردیم | |
| گرچه ما نامه سیاهیم ببخشای که ما | روسیاهیم از آن نامه سیاه آوردیم | |
| بر در عفو تو ما بی سر و پایان چو عبید | تا تهی دست نباشیم گناه آوردیم |