عبید زاکانی (غزلیات)/گر آن مه را وفا بودی چه بودی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عبید زاکانی (غزلیات) (گر آن مه را وفا بودی چه بودی) از عبید زاکانی |
' |
| گر آن مه را وفا بودی چه بودی | ورش ترس از خدا بودی چه بودی | |
| دمی خواهم که با او خوش برآیم | اگر او را رضا بودی چه بودی | |
| دلم را از لبش بوسیست حاجت | گر این حاجت روا بودی چه بودی | |
| اگر روزی به لطف آن پادشا را | نظر با این گدا بودی چه بودی | |
| خرد گر گرد من گشتی چه گشتی | وگر صبرم بجا بودی چه بودی | |
| به وصلش گر عبید بینوا را | سعادت رهنما بودی چه بودی |