صائب تبریزی (غزلیات)/هوا چکیدهی نورست در شب مهتاب
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | صائب تبریزی (غزلیات) (هوا چکیدهی نورست در شب مهتاب) از صائب تبریزی |
' |
| هوا چکیدهی نورست در شب مهتاب | ستاره خندهی حورست در شب مهتاب | |
| سپهر جام بلوری است پر می روشن | زمین قلمرو نورست در شب مهتاب | |
| زمین زخندهی لبریز مه نمکدانی است | زمانه بر سر شورست در شب مهتاب | |
| رسان به دامن صحرای بیخودی خود را | که خانه دیدهی مورست در شب مهتاب | |
| بغیر بادهی روشن، نظر به هر چه کنی | غبار چشم شعورست در شب مهتاب | |
| براق راهروان است روشنایی راه | سفر ز خویش ضرورست در شب مهتاب |