صائب تبریزی (غزلیات)/آبها آیینهی سرو خرامان تواند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | صائب تبریزی (غزلیات) (آبها آیینهی سرو خرامان تواند) از صائب تبریزی |
' |
| آبها آیینهی سرو خرامان تواند | بادها مشاطهی زلف پریشان تواند | |
| رعدها آوازهی احسان عالمگیر تو | ابرها چتر پریزاد سلیمان تواند | |
| سروها از طوق قمری سر بسر گردیده چشم | دست بر دل محو شمشاد خرامان تواند | |
| شبنشینان عاشق افسانههای زلف تو | صبح خیزان واله چاک گریبان تواند | |
| سبزپوشان فلک، چون سرو، با این سرکشی | سبزهی خوابیدهی طرف گلستان تواند | |
| آتشینرویان که میبردند ازدلها قرار | چون سپند امروز یکسر پایکوبان تواند | |
| چون صدف، جمعی که گوهر میفشاندند از دهن | حلقه در گوش لب لعل سخندان تواند | |
| صائب افکار تو دل را زنده میسازد به عشق | زین سبب صاحبدلان جویای دیوان تواند |