سیف فرغانی (غزلها)/عشق را حمل بر مجاز مکن
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سیف فرغانی (غزلها) (عشق را حمل بر مجاز مکن) از سیف فرغانی |
' |
| عشق را حمل بر مجاز مکن | جان ده ار عاشقی و ناز مکن | |
| با خودی گرد کوی عشق مگرد | ممنی بیوضو نماز مکن | |
| دست با خود به کار دوست مبر | به سوی قبله پا دراز مکن | |
| با چنین رو به گرد کعبه مگرد | جامهی کعبه بینماز مکن | |
| چون دلت نیست محرم توحید | سفر کعبه و حجاز مکن | |
| از پی تن قبای ناز مدوز | مرده را جز کفن جهاز مکن | |
| قدمت در مقام محمودیست | خویشتن بندهی ایاز مکن | |
| راز در دل چو دانه در پنبه است | همچو حلاج کشف راز مکن | |
| به نسیمی که بر دهانت وزد | لب خود همچو غنچه باز مکن | |
| باز کن چشم تا ببینی دوست | چون بدیدی دگر فراز مکن | |
| تا توانی چو سیف فرغانی | عشق را حمل بر مجاز مکن |