سیف فرغانی (غزلها)/ای پستهی دهانت نرخ شکر شکسته
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سیف فرغانی (غزلها) (ای پستهی دهانت نرخ شکر شکسته) از سیف فرغانی |
' |
| ای پستهی دهانت نرخ شکر شکسته | وی زادهی زبانت قدر گهر شکسته | |
| من طوطیم لب تو شکر بود که بینم | در خدمت تو روزی طوطی شکر شکسته | |
| آنجا که چهرهی تو گسترده خوان خوبی | گردد ز شرم رویت قرص قمر شکسته | |
| چون باز گرد عالم گشتم بسی و آخر | در دامت اوفتادم چون مرغ پر شکسته | |
| نقد روان جان را جو جو نثار کردم | زین سان درست کاری ناید ز هر شکسته | |
| من خود شکسته بودم از لشکر غم تو | این حمله بین که هجرت آورد بر شکسته | |
| وز طعنههای مردم در حق خود چه گویم | هر کو رسید سنگی انداخت بر شکسته | |
| بارم محبت تست ای جان و وقت باشد | کز بار خویش گردد شاخ شجر شکسته | |
| گر من شکسته گشتم از عشق تو چه نقصان | هیچ از شکستگی شد بازار زر شکسته؟ | |
| امشب ز سنگ آهم در کارگاه گردون | شد شیشههای انجم در یکدگر شکسته | |
| دی گفت عزت تو ما را به کس چه حاجت | من کس نیم چه دارم دل زین قدر شکسته | |
| از هیبت خطابت شد سیف را دل ای جان | همچون ردیف شعرش سر تا بسر شکسته |