سیف فرغانی (غزلها)/ایا به حسن چو شیرین به ملک چون پرویز
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سیف فرغانی (غزلها) (ایا به حسن چو شیرین به ملک چون پرویز) از سیف فرغانی |
' |
| ایا به حسن چو شیرین به ملک چون پرویز | قد تو سرو روان است و سرو تو گل ریز | |
| به روزگار تو جز عاشقی کنم نسزد | به عهد خسرو چون کار خر کند شبدیز؟ | |
| اگر زلعل تو مستان عشق نقل خوهند | بخنده لب بگشا و شکر ز پسته بریز | |
| بریز پای میاور چو خاک و برمگذر | مرا که نیست به جز دامن تو دست آویز | |
| گرم به تیغ برانی ز پیش تو نروم | نه من ز تو نه ز حلوا کند مگس پرهیز | |
| من شکسته گر از تو جفا کشم چه عجب | نه دست دفع بلا دارم و نه پای گریز | |
| کسی کز آتش عشق تو گرم گشت دلش | از آب گرد برآرد به آه دردآمیز | |
| به عهد حسن تو شد زنده سیف فرغانی | که مرده خفته نماند به روز رستاخیز | |
| از آن زمان که چو فرهاد بر تو عاشق شد | چو وجد گفتهی شیرین اوست شورانگیز |