سنایی غزنوی (غزلیات)/گر تو پنداری که جز تو غمگسارم نیست هست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (گر تو پنداری که جز تو غمگسارم نیست هست) از سنایی غزنوی |
' |
| گر تو پنداری که جز تو غمگسارم نیست هست | ور چنان دانی که جز تو خواستگارم نیست هست | |
| یا بجز عشق تو از تو یادگارم هست نیست | یا قدم در عشق تو سخت استوارم نیست هست | |
| یا بجز بیدادی تو کارزارم هست نیست | یا به بیداد تو با تو کارزارم نیست هست | |
| یا سپید و روشن از تو کار و بارم هست نیست | یا سیاه و تیره بی تو روزگارم نیست هست | |
| یا بر امید وصالت شب قرارم هست نیست | یا در اندوه فراقت دل فگارم نیست هست | |
| یا فراقت را بجز ناله شعارم هست نیست | یا وصالت را شب و روز انتظارم نیست هست | |
| گر دگر همچون سنایی صید زارم هست نیست | یا اگر شیریست او آنگه شکارم نیست هست |