سنایی غزنوی (غزلیات)/چون نهی زلف تافته بر گوش
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (چون نهی زلف تافته بر گوش) از سنایی غزنوی |
' |
| چون نهی زلف تافته بر گوش | چون نهی جعد بافته بر دوش | |
| از دل من رمیده گردد صبر | وز تن من پریده گردد هوش | |
| نه عجب گر خروش من بفزود | تا شد آن عارض تو غالیه پوش | |
| ماه در آسمان سیاه شود | خلق عالم برآورند خروش | |
| تا به وقت سپیده دم یک دم | به غنوم در انتظار تو دوش | |
| گاه بودم بره فگنده دو چشم | گاه بودم به در نهاده دو گوش | |
| خار من گردد از وصال تو گل | زهر من گردد از جمال تو نوش |