سنایی غزنوی (غزلیات)/عاشقی تا در دل ما راه کرد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (عاشقی تا در دل ما راه کرد) از سنایی غزنوی |
' |
| عاشقی تا در دل ما راه کرد | اغلب انفاس ما را آه کرد | |
| بود هر باری دلم عاشق به طوع | برد و زیر پای عشق اکراه کرد | |
| عیش چون نوش مرا چون زهر کرد | صبر چون کوه مرا چون کاه کرد | |
| باز در شهر مسلمانان مغی | کرد ما را بسته و ناگاه کرد | |
| از تن باریک من زنار ساخت | وز دل سنگینم آتشگاه کرد | |
| با همه محنت که دیدم من به عشق | کو مرا بی قدر و آب و جاه کرد | |
| نیک خواهم عشق را گر چه مرا | او به کام دشمن و بدخواه کرد |