سنایی غزنوی (غزلیات)/ساقیا می ده که جز می نشکند پرهیز را
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (ساقیا می ده که جز می نشکند پرهیز را) از سنایی غزنوی |
' |
| ساقیا می ده که جز می نشکند پرهیز را | تا زمانی کم کنم این زهد رنگ آمیز را | |
| ملکت آل بنی آدم ندارد قیمتی | خاک ره باید شمردن دولت پرویز را | |
| دین زردشتی و آیین قلندر چند چند | توشه باید ساختن مر راه جان آویز را | |
| هر چه اسبابست آتش در زن و خرم نشین | بدرهی ناداشتی به روز رستاخیز را | |
| زاهدان و مصلحان مر نزهت فردوس را | وین گروه لاابالی جان عشقانگیز را | |
| ساقیا زنجیر مشکین را ز مه بردار زود | بر رخ زردم نه آن یاقوت شکر ریز را |