سنایی غزنوی (غزلیات)/روی چو ماه داری زلف سیاه داری
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (روی چو ماه داری زلف سیاه داری) از سنایی غزنوی |
' |
| روی چو ماه داری زلف سیاه داری | بر سرو ماه داری بر سر کلاه داری | |
| خال تو بوسه خواهد لیکن هم از لب تو | هم بوسه جای داری هم بوسه خواه داری | |
| زلف تو بر دل من بندی نهاد محکم | گفتم که بند دارم گفتا گناه داری | |
| یکره بپرس جانا زان زلف مشکبویت | تا بر گل مورد چون خوابگاه داری | |
| دل جایگاه دارد اندر میان آتش | تو در میان آن دل چون جایگاه داری | |
| مست ثنای عشقست در مجلست سنایی | گر هیچ عقل داری او را نگاه داری |