سنایی غزنوی (غزلیات)/روی خوبت نهان چه خواهی کرد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (روی خوبت نهان چه خواهی کرد) از سنایی غزنوی |
' |
| روی خوبت نهان چه خواهی کرد | شورش عاشقان چه خواهی کرد | |
| مشک زلفی و نرگسین چشمی | تا بدان نرگسان چه خواهی کرد | |
| خونم از دیدگان بپالودی | رنج این دیدگان چه خواهی کرد | |
| هر زمان با تو یار اندیشم | تا تو اندر جهان چه خواهی کرد | |
| نقش آب روان مباش به پاس | نقش آب روان چه خواهی کرد | |
| مژه تیری و ابروان چو کمان | پس تو تیر و کمان چه خواهی کرد | |
| دل ببردی و قصد جان کردی | یله کن جان تو جان چه خواهی کرد | |
| زان کمر طرف بر میان من ست | بار آن بر میان چه خواهی کرد | |
| ای چو جان و دلم به هر وصلت | وصلت عاشقان چه خواهی کرد | |
| چون سنایی سگی به کوی تو در | نعرهی پاسبان چه خواهی کرد |