سنایی غزنوی (غزلیات)/روی تو ای دلفروز گر نه چو ماهست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (روی تو ای دلفروز گر نه چو ماهست) از سنایی غزنوی |
' |
| روی تو ای دلفروز گر نه چو ماهست | زلف سیه زو چرا بدر دو تا هست | |
| روی چو ماه تو گر چه مایهی نور است | موی سیاه تو گر چه اصل گناهست | |
| شاه بتانی و عاشقانت سپاهند | ماه زمینی و آسمانت کلاهست | |
| رسم چنانست که ماه راه نماید | چونکه ز ماه تو خلق گمشده راهست | |
| موی سپیدم ز اشک سرخ چو خونست | روی امیدم ز رنج عشق سیاهست | |
| حال تو ای ماه روی چیست که باری | دور ز روی تو حال بنده تباهست |