سنایی غزنوی (غزلیات)/جانا بجز از عشق تو دیگر هوسم نیست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (جانا بجز از عشق تو دیگر هوسم نیست) از سنایی غزنوی |
' |
| جانا بجز از عشق تو دیگر هوسم نیست | سوگند خورم من که بجای تو کسم نیست | |
| امروز منم عاشق بی مونس و بییار | فریاد همی خواهم و فریاد رسم نیست | |
| در عشق نمیدانم درمان دل خویش | خواهم که کنم صبر ولی دست رسم نیست | |
| خواهم که به شادی نفسی با تو برآرم | از تنگ دلی جانا جای نفسم نیست | |
| هر شب به سر کوی تو آیم متواری | با بدرقهی عشق تو بیم عسسم نیست | |
| گویی که طلبکار دگر یاری رو رو | آری صنما محنت عشق تو بسم نیست |