سنایی غزنوی (غزلیات)/تا سوی خرابات شد آن شاه خرابات
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (تا سوی خرابات شد آن شاه خرابات) از سنایی غزنوی |
' |
| تا سوی خرابات شد آن شاه خرابات | همواره منم معتکف راه خرابات | |
| کردند همه خلق همی خطبهی شاهی | چون خیل خرابات بر آن شاه خرابات | |
| من خود چه خطر دارم تا بنده نباشم | چون شاه خرابات بود ماه خرابات | |
| گر صومعهی شیخ خبر یابد ازین حرف | حقا که شود بندهی خرگاه خرابات | |
| بشنو که سنایی سخن صدق به تحقیق | آن کس که چنو نیست هواخواه خرابات | |
| او نیست بجز صورت بی هیت بی روح | افگنده به میدان شهنشاه خرابات | |
| آن روز مبادم من و آن روز مبادا | بینند ز من خالی درگاه خرابات | |
| شیر نر اگر سوی خرابات خرامد | روباه کند او را روباه خرابات | |
| آنکو «لمن الملک» زند هم حسد آید | او را ز خرابات و علیالاه خرابات |