سنایی غزنوی (غزلیات)/برندارم دل ز مهرت دلبرا تا زندهام
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (برندارم دل ز مهرت دلبرا تا زندهام) از سنایی غزنوی |
' |
| برندارم دل ز مهرت دلبرا تا زندهام | ور چه آزادم ترا تا زندهام من بندهام | |
| مهر تو با جان من پیوسته گشت اندر ازل | نیست روی رستگاری زو مرا تا زندهام | |
| از هوای هر که جز تو جان و دل بزدودهام | وز وفای تو چو نار از ناردان آگندهام | |
| عشق تو بر دین و دنیا دلبرا بگزیدهام | خواجگی در راه تو در خاک راه افگندهام | |
| تا بدیدم درج مروارید خندان ترا | بس عقیقا کز دریغ از دیده بپراکندهام | |
| تا به من بر لشگر اندوه تو بگشاد دست | از صلاح و نیکنامی دستها بفشاندهام | |
| دست دست من بد از اول که در عشق آمدم | کم زدم تا لاجرم در ششدره درماندهام |