سنایی غزنوی (غزلیات)/ای من مه نو به روی تو دیده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (ای من مه نو به روی تو دیده) از سنایی غزنوی |
' |
| ای من مه نو به روی تو دیده | واندر تو ماه نو بخندیده | |
| تو نیز ز بیم خصم اندر من | از دور نگاه کرده دزدیده | |
| بنموده فلک مه نو و خود را | در زیر سیاه ابر پوشیده | |
| تو نیز مه چهارده بنمای | بردار ز روی زلف ژولیده | |
| کی باشد کی که در تو آویزم | چون در زر و سیم مرد نادیده | |
| تو روی مرا به ناخنان خسته | من دو لب تو به بوسه خاییده | |
| ای تو چو پری و من ز عشق تو | خود را لقبی نهاده شوریده |