سنایی غزنوی (غزلیات)/ای سنایی خواجگی در عشق جانان شرط نیست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (ای سنایی خواجگی در عشق جانان شرط نیست) از سنایی غزنوی |
' |
| ای سنایی خواجگی در عشق جانان شرط نیست | جان اسیر عشق گشته دل به کیوان شرط نیست | |
| «رب ارنی» بر زبان راندن چو موسی روز شوق | پس به دل گفتن «انا الا علی» چو هامان شرط نیست | |
| از پی عشق بتان مردانگی باید نمود | گر چو زن بی همتی پس لاف مردان شرط نیست | |
| چون اناالله در بیابان هدی بشنیدهای | پس هراسیدن ز چوبی همچو ثعبان شرط نیست | |
| از پی مردان اگر خواهی که در میدان شوی | صف کشیدن گرداوبی گوی و چوگان شرط نیست | |
| ور همی دعوی کنی گویی که «لی صبر جمیل» | پس فغان و زاری اندر بیت احزان شرط نیست | |
| چون جمال یوسفی غایب شدست از پیش تو | پس نشستن ایمن اندر شهر کنعان شرط نیست | |
| ور همی دانی که منزلگاه حق جز عرش نیست | پس مهار اشتر کشیدن در بیابان شرط نیست |