سنایی غزنوی (غزلیات)/ای زلف تو تکیه کرده بر گوش
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (ای زلف تو تکیه کرده بر گوش) از سنایی غزنوی |
' |
| ای زلف تو تکیه کرده بر گوش | ای جعد تو حلقه گشته بر دوش | |
| ای کرده دلم ز عشق مفتون | وی کرده تنم ز هجر مدهوش | |
| چون رزم کنی و بزم سازی | ای لاله رخ سمن بناگوش | |
| گویند ترا مه قدح گیر | خوانند ترا بت زره پوش | |
| گیرم که مرا شبی به خلوت | تا روز نگیری اندر آغوش | |
| نیکو نبود که بی گناهی | یک باره مرا کنی فراموش | |
| گیرم که سنایی از غمت مرد | باری سخنش به طبع بنیوش | |
| بی روی تو بود دوش تا صبح | از نالهی او جهان پر از جوش | |
| یارب شب کس مباد هرگز | زینگونه که او گذاشت شب دوش |