سنایی غزنوی (غزلیات)/این که فرمودت که رو با عاشقان بیداد کن
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (این که فرمودت که رو با عاشقان بیداد کن) از سنایی غزنوی |
' |
| این که فرمودت که رو با عاشقان بیداد کن | دوستانرا رنجه دار و دشمنان را شاد کن | |
| حسن را بنیاد افگندی چنان محکم که هست | جز «و یبقی وجه ربک» نقش را بنیاد کن | |
| ملک حسنت چون نخواهد ماند با تو جاودان | چند ازین بیداد خواهد بود لختی داد کن | |
| ای عمل تقدیر کرده بر تو دوران فلک | ساعتی از عزل معزولان عالم یاد کن | |
| پیش ما گشت زمانه خرمن غم توده کرد | خرمن غمهای ما را بر بر آتش باد کن | |
| از برای این جهان و آن جهان ای دلربای | دست آن داری به خرما را ز هجر آزاد کن |