سنایی غزنوی (غزلیات)/این چه رنگست برین گونه که آمیختهای
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (این چه رنگست برین گونه که آمیختهای) از سنایی غزنوی |
' |
| این چه رنگست برین گونه که آمیختهای | این چه شورست که ناگاه برانگیختهای | |
| خوابم از دیده شده غایب و دیگر به چه صبر | تا تو غایب شدهای از من و بگریختهای | |
| رخ زردم به گلی ماند نایافته آب | کابرویم همه از روی فرو ریختهای | |
| چو فسون دانم کردن چه حیل دانم ساخت | تا بدانم که تو در دام که آویختهای | |
| پس برآمیخت ندانم به جهان جز با تو | که تو شمشاد به گلبرگ برآمیختهای |