سعدی (قصاید فارسی)/تمام گشت و مزین شد این خجسته مکان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (قصاید فارسی) (تمام گشت و مزین شد این خجسته مکان) از سعدی |
' |
| تمام گشت و مزین شد این خجسته مکان | به فضل و منت پروردگار عالمیان | |
| همیشه صاحب این منزل مبارک را | تن درست و دل شاد باد و بخت جوان | |
| دو چیز حاصل عمرست نام نیک و ثواب | وزین دو درگذری کل من علیها فان | |
| ز خسروان مقدم چنین که میشنوم | وفای عهد نکردست با کس این دوران | |
| سرای آخرت آباد کن به حسن عمل | که اعتماد بقا را نشاید این بنیان | |
| بس اعتماد مکن بر دوام دولت و عمر | که دولتی دگرت در پی است جاویدان | |
| زمین دنیا، بستان زرع آخرتست | چو دست میدهدت تخم دولتی بفشان | |
| بده که با تو بماند جزای کردهی نیک | وگر چنین نکنی از تو بازماند هان | |
| بپاش تخم عبادت حبیب من زان پیش | که در زمین وجودت نماند آب روان | |
| حیات زنده غنیمت شمر که باقی عمر | چو برف بر سر کوهست روی در نقصان | |
| ز مال و منصب دنیا جزین نمیماند | میان اهل مروت که «یاد باد فلان» | |
| کلید گنج سعادت، نصیحت سعدیست | اگر قبول کنی گوی بردی از میدان | |
| به نوبتند ملوک اندرین سپنجسرای | خدای عزوجل راست ملک بیپایان |