سعدی (غزلیات 1)/عمرها در سینه پنهان داشتیم اسرار دل
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (غزلیات 1) (عمرها در سینه پنهان داشتیم اسرار دل) از سعدی |
' |
| عمرها در سینه پنهان داشتیم اسرار دل | نقطهی سر عاقبت بیرون شد از پرگار دل | |
| گر مسلمانی رفیقا دیر و زنارت کجاست | شهوت آتشگاه جانست و هوا زنار دل | |
| آخر ای آیینه جوهر، دیدهای بر خود گمار | صورت حق چند پوشی در پس زنگار دل | |
| این قدر دریاب کاندر خانهی خاطر، ملک | نگذرد تا صورت دیوست بر دیوار دل | |
| ملک آزادی نخواهی یافت و استغنای مال | هر دو عالم بندهی خود کن به استظهار | |
| در نگارستان صورت ترک حفظ نفس گیر | تا شوی در عالم تحقیق برخوردار دل | |
| نی تو را از کار گل امکان همت بیش نیست | با تو ترسم درنگیرد ماجرای کار دل | |
| سعدیا با کر سخن در علم موسیقی خطاست | گوش جان باید که معلومش کند اسرار دل |