سعدی (غزلیات)/چند بشاید به صبر دیده فرودوختن
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (غزلیات) (چند بشاید به صبر دیده فرودوختن) از سعدی |
' |
| چند بشاید به صبر دیده فرودوختن | خرمن ما را نماند حیله بجز سوختن | |
| گر نظر صدق را نام گنه مینهند | حاصل ما هیچ نیست جز گنه اندوختن | |
| چند به شب در سماع جامه دریدن ز شوق | روز دگر بامداد پاره بر او دوختن | |
| زهد نخواهد خرید چاره رنجور عشق | شمع و شرابست و شید پیش تو نفروختن | |
| تا به کدام آبروی ذکر وصالت کنیم | شکر خیالت هنوز مینتوان توختن | |
| لهجه شیرین من پیش دهان تو چیست | در نظر آفتاب مشعله افروختن | |
| منطق سعدی شنید حاسد و حیران بماند | چاره او خامشیست یا سخن آموختن |