سعدی (غزلیات)/سرو چمن پیش اعتدال تو پستست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (غزلیات) (سرو چمن پیش اعتدال تو پستست) از سعدی |
' |
| سرو چمن پیش اعتدال تو پستست | روی تو بازار آفتاب شکستست | |
| شمع فلک با هزار مشعل انجم | پیش وجودت چراغ باز نشستست | |
| توبه کند مردم از گناه به شعبان | در رمضان نیز چشمهای تو مستست | |
| این همه زورآوری و مردی و شیری | مرد ندانم که از کمند تو جستست | |
| این یکی از دوستان به تیغ تو کشتست | وان دگر از عاشقان به تیر تو خستست | |
| دیده به دل میبرد حکایت مجنون | دیده ندارد که دل به مهر نبستست | |
| دست طلب داشتن ز دامن معشوق | پیش کسی گو کش اختیار به دستست | |
| با چو تو روحانیی تعلق خاطر | هر که ندارد دواب نفس پرستست | |
| منکر سعدی که ذوق عشق ندارد | نیشکرش در دهان تلخ کبستست |