سعدی (غزلیات)/خانه صاحب نظران میبری
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (غزلیات) (خانه صاحب نظران میبری) از سعدی |
' |
| خانه صاحب نظران میبری | پرده پرهیزکنان میدری | |
| گر تو پری چهره نپوشی نقاب | توبه صوفی به زیان آوری | |
| این چه وجودست نمیدانمت | آدمیی یا ملکی یا پری | |
| گر همه سرمایه زیان میکند | سود بود دیدن آن مشتری | |
| نسخه این روی به نقاش بر | تا بکند توبه ز صورتگری | |
| با تترت حاجت شمشیر نیست | حمله همیآری و دل میبری | |
| گر تو در آیینه تأمل کنی | صورت خود باز به ما ننگری | |
| خسرو اگر عهد تو دریافتی | دل به تو دادی که تو شیرینتری | |
| گر دری از خلق ببندم به روی | بر تو نبندم که به خاطر دری | |
| سعدی اگر کشته شود در فراق | زنده شود چون به سرش بگذری |