سعدی (غزلیات)/ای که از سرو روان قد تو چالاکترست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (غزلیات) (ای که از سرو روان قد تو چالاکترست) از سعدی |
' |
| ای که از سرو روان قد تو چالاکترست | دل به روی تو ز روی تو طربناکترست | |
| دگر از حربهی خون خوار اجل نندیشم | که نه از غمزه خون ریز تو ناباکترست | |
| چُست بودست مرا کسوت معنی همه وقت | باز بر قامت زیبای تو چالاکترست | |
| نظر پاک مرا دشمن اگر طعنه زند | دامن دوست بحمدالله از آن پاکترست | |
| تا گل روی تو در باغ لطافت بشُکُفت | پرده صبر من از دامن گل چاکترست | |
| پای بر دیده سعدی نه اگر بخرامی | که به صد منزلت از خاک درت خاکترست |