سعدی (غزلیات)/امشب مگر به وقت نمیخواند این خروس
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (غزلیات) (امشب مگر به وقت نمیخواند این خروس) از سعدی |
' |
| امشب مگر به وقت نمیخواند این خروس | عشاق بس نکرده هنوز از کنار و بوس | |
| پستان یار در خم گیسوی تابدار | چون گوی عاج در خم چوگان آبنوس | |
| یک شب که دوست فتنه خفتست زینهار | بیدار باش تا نرود عمر بر فسوس | |
| تا نشنوی ز مسجد آدینه بانگ صبح | یا از در سرای اتابک غریو کوس | |
| لب بر لبی چو چشم خروس ابلهی بود | برداشتن بگفته بیهوده خروس |