سعدی (باب چهارم در تواضع)/یکی خوب کردار، خوش خوی بود
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (باب چهارم در تواضع) (یکی خوب کردار، خوش خوی بود) از سعدی |
' |
| یکی خوب کردار، خوش خوی بود | که بد سیرتان را نکو گوی بود | |
| به خوابش کسی دید چون در گذشت | که باری حکایت کن از سرگذشت | |
| دهانی به خنده چو گل باز کرد | چو بلبل به صوتی خوش آغاز کرد | |
| که بر من نکردند سختی بسی | که من سخت نگرفتمی با کسی |