سعدی (باب هفتم در عالم تربیت)/شنیدم که در بزم ترکان مست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (باب هفتم در عالم تربیت) (شنیدم که در بزم ترکان مست) از سعدی |
' |
| شنیدم که در بزم ترکان مست | مریدی دف و چنگ مطرب شکست | |
| چو چنگش کشیدند حالی به موی | غلامان و چون دف زدندش به روی | |
| شب از درد چوگان و سیلی نخفت | دگر روز پیرش به تعلیم گفت | |
| نخواهی که باشی چو دف روی ریش | چو چنگ، ای برادر، سر انداز پیش |