سعدی (باب هفتم در عالم تربیت)/جوانی ز ناسازگاری جفت
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (باب هفتم در عالم تربیت) (جوانی ز ناسازگاری جفت) از سعدی |
' |
| جوانی ز ناسازگاری جفت | بر پیرمردی بنالید و گفت | |
| گران باری از دست این خصم چیر | چنان میبرم کسیا سنگ زیر | |
| به سختی بنه گفتش، ای خواجه، دل | کس از صبر کردن نگردد خجل | |
| به شب سنگ بالایی ای خانه سوز | چرا سنگ زیرین نباشی به روز؟ | |
| چو از گلبنی دیده باشی خوشی | روا باشد ار بار خارش کشی | |
| درختی که پیوسته بارش خوری | تحمل کن آنگه که خارش خوری |