دیوان فخر شیرازی/فرقت ایّام
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| گوشۀ ابرو | فرقت ایام از فخر شیرازی |
جامۀ صبر |
| دیوان فخر شیرازی |
| بیحد و احصاست بر من لطفهای عام دوست | یعلم الله عاجزم از شکر یک انعام دوست | |
| من کجا و بار اندر بارگاه عزتّش | هم مگر باد صبا آرد بمن پیغام دوست | |
| گر پیامی داری ای باد صبا از او بگوی | تا که جان و دل کنم قربان او و نام دوست | |
| هر کجا صیدی گریزان است از صیاد و دام | جز من مسکین که دارم آرزوی دام دوست | |
| طوطی طبعم ز حسرت مرد اندر این قفس | بسکه پر زد در هوای شکّر و بادام دوست | |
| چیست دانی چارۀ این درد هفت اندام من | یک نظر بر چهره و بر قامت و اندام دوست | |
| ساقیا بر خیز و بنشان آتشم از آب وصل | خاک من بر باد رفت از فرقت ایّام دوست | |
| من به دردی قانعم از جام رندان وین عجب | دیگران گویند ما می میکشیم از جام دوست | |
| فخر را گو بیش ازین از تلخکامیها منال | میشود کام تو شیرین چون برآمد کام دوست |
***