دیوان فخر شیرازی/حدیث جام
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| * | حدیث جام از فخر شیرازی |
دشت طف |
| دیوان فخر شیرازی |
| الا یا قلبی القاسی دع الدنیا و امهلها | که رخ بر تافت این مدبر هم از اول ز مقبلها | |
| به سالوسی و رزاقی نیامد دولت باقی | الا یا ایها الساقی ادر کاساً و ناولها | |
| حدیث جام اگر مختل ز اول ماند و لاینحل | کف ات نازم کز آن شد حل در آخر جمله مشکلها | |
| دلا ترک طلب تا کی در این غربت تعب تا کی | اقامت بی سبب تا کی در این ویرانه منزلها | |
| چه آسایش در آن منزل کز آن آید به گوش دل | خروشی هر زمان هایل که بر بندید محملها | |
| اگر بردم به مردی جان از این دریای بی پایان | نگشتم غرقه از طوفان من و سکان ساحلها | |
| بگو با فخر اگر خواهی وجودت کیمیا گردد | به نارالطور حرقها به ماءالمزن غسلها |
***