دیوان شمس/کار همه محبان همچون زرست امشب
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (کار همه محبان همچون زرست امشب) از مولوی |
' |
| کار همه محبان همچون زرست امشب | جان همه حسودان کور و کرست امشب | |
| دریای حسن ایزد چون موج میخرامد | خاک ره از قدومش چون عنبرست امشب | |
| دایم خوشیم با وی اما به فضل یزدان | ما دیگریم امشب او دیگرست امشب | |
| امشب مخسب ای دل میران به سوی منزل | کان ناظر نهانی بر منظرست امشب | |
| پهلو منه که یاری پهلوی تست آری | برگیر سر که این سر خوش زان سرست امشب | |
| چون دستگیر آمد امشب بگیر دستی | رقصی که شاخ دولت سبز و ترست امشب | |
| والله که خواب امشب بر من حرام باشد | کاین جان چو مرغ آبی در کوثرست امشب |