دیوان شمس/چیست صلای چاشتگه خواجه به گور میرود
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (چیست صلای چاشتگه خواجه به گور میرود) از مولوی |
' |
| چیست صلای چاشتگه خواجه به گور میرود | دیر به خانه وارسد منزل دور میرود | |
| در عوض بت گزین کزدم و مار همنشین | وز تتق بریشمین سوی قبور میرود | |
| شد می و نقل خوردنش عشرت و عیش کردنش | سخت شکست گردنش سخت صبور میرود | |
| زهره نداشت هیچ کس تا بر او زند نفس | پخته شود از این سپس چون به تنور میرود | |
| صاف صفا نمیرود راه وفا نمیرود | مست خدا نمیرود مست غرور میرود | |
| ای خنک آن که پیش شد بنده دین و کیش شد | موسی وقت خویش شد جانب طور میرود | |
| چند برید جامهها بست بسی عمامهها | چون که نداشت ستر حق ناکس و عور میرود | |
| آنک ز روم زاده بد جانب روم وارود | وان که ز غور زاده بد هم سوی غور میرود | |
| آن که ز نار زاده بد همچو بلیس نار شد | وان که ز نور زاده بد هم سوی نور میرود | |
| آن که ز دیو زاده بد دست جفا گشاده بد | هیچ گمان مبر که او در بر حور میرود | |
| بانمکان و چابکان جانب خوان حق شده | وان دل خام بینمک در شر و شور میرود | |
| طبل سیاستی ببین کز فزع نهیب او | شیر چو گربه میشود میر چو مور میرود | |
| بس که بیان سر تو گر چه به لب نیاوری | همچو خیال نیکوان سوی صدور میرود |