دیوان شمس/هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را) از مولوی |
' |
| هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را | تقاضایی نهادستی در این جذبه دل ما را | |
| منم ناکام کام تو برای صید و دام تو | گهی بر رکن بام تو گهی بگرفته صحرا را | |
| چه داند دام بیچاره فریب مرغ آواره | چه داند یوسف مصری نتیجه شور و غوغا را | |
| گریبان گیر و این جا کش کسی را که تو خواهی خوش | که من دامم تو صیادی چه پنهان صنعتی یارا | |
| چو شهر لوط ویرانم چو چشم لوط حیرانم | سبب خواهم که واپرسم ندارم زهره و یارا | |
| اگر عطار عاشق بد سنایی شاه و فایق بد | نه اینم من نه آنم من که گم کردم سر و پا را | |
| یکی آهم کز این آهم بسوزد دشت و خرگاهم | یکی گوشم که من وقفم شهنشاه شکرخا را | |
| خمش کن در خموشی جان کشد چون کهربا آن را | که جانش مستعد باشد کشاکشهای بالا را |